انه من عبادناالمخلصین
(آيه 23)- عشق سوزان همسر عزيز مصر! يوسف با آن چهره زيبا و ملكوتيش، نه تنها عزيز مصر را مجذوب خود كرد، بلكه قلب همسر عزيز را نيز بسرعت در تسخير خود درآورد، و عشق او پنجه در اعماق جان او افكند و با گذشت زمان، اين عشق، روز به روز داغتر و سوزانتر شد، اما يوسف پاك و پرهيزكار جز به خدا نمىانديشيد و قلبش تنها در گرو «عشق خدا» بود.
امور ديگرى نيز دست به دست هم داد و به عشق آتشين همسر عزيز، دامن زد.
نداشتن فرزند از يك سو، غوطهور بودن در يك زندگى پرتجمل اشرافى از سوى ديگر، و نداشتن هيچ گونه گرفتارى در زندگى داخلى- آنچنان كه معمول اشراف و متنعمان است- از سوى سوم، اين زن را كه از ايمان و تقوا نيز بهرهاى نداشت در امواج وسوسههاى شيطانى فرو برد. آنچنان كه سر انجام تصميم گرفت از او تقاضاى كامجويى كند.
او از تمام وسائل و روشها براى رسيدن به مقصود خود در اين راه استفاده كرد، و با خواهش و تمنا، كوشيد در دل او اثر كند آنچنان كه قرآن مىگويد: «آن زن كه يوسف در خانه او بود پىدرپى از او تمناى كامجويى كرد» (وَ راوَدَتْهُ الَّتِي هُوَ فِي بَيْتِها عَنْ نَفْسِهِ).
(آيه 24)- در اينجا كار يوسف و همسر عزيز به باريكترين مرحله و حساسترين وضع مىرسد، كه قرآن با تعبير پرمعنايى از آن سخن مىگويد: «همسر عزيز مصر، قصد او را كرد و يوسف نيز، اگر برهان پروردگار را نمىديد، چنين قصدى مىنمود»! (وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ).
همسر عزيز تصميم بر كامجويى از يوسف داشت و نهايت كوشش خود را در اين راه به كار برد، يوسف هم به مقتضاى طبع بشرى و اين كه جوانى نوخواسته بود،
و هنوز همسرى نداشت، و در برابر هيجان انگيزترين صحنههاى جنسى قرار گرفته بود. هرگاه برهان پروردگار يعنى روح ايمان و تقوا و تربيت نفس و بالاخره مقام «عصمت» در اين وسط حائل نمىشد! چنين تصميمى را مىگرفت.
اين تفسير در حديثى از امام على بن موسى الرضا عليه السّلام در عبارت بسيار فشرده و كوتاهى بيان شده است آنجا كه «مأمون» خليفه عباسى از امام مىپرسد: آيا شما نمىگوييد پيامبران معصومند؟ فرمود: آرى، گفت: پس اين آيه قرآن تفسيرش چيست؟ (وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ.
امام فرمود: «همسر عزيز تصميم به كامجويى از يوسف گرفت، و يوسف نيز اگر برهان پروردگارش را نمىديد، همچون همسر عزيز مصر تصميم مىگرفت، ولى او معصوم بود و معصوم هرگز قصد گناه نمىكند و به سراغ گناه هم نمىرود».
مأمون (از اين پاسخ لذت برد) و گفت: آفرين بر تو اى ابو الحسن! اكنون به تفسير بقيه آيه توجه كنيد: قرآن مجيد مىگويد: «ما اين چنين (برهان خويش را به يوسف نشان داديم) تا بدى و فحشاء را از او دور سازيم» (كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ).
«چرا كه او از بندگان برگزيده و با اخلاص ما بود» (إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِينَ).
اشاره به اين كه اگر ما امداد غيبى و كمك معنوى را به يارى او فرستاديم، تا از بدى و گناه رهايى يابد، بىدليل نبود، او بندهاى بود كه با آگاهى و ايمان و پرهيزكارى و عمل پاك، خود را ساخته بود.
ذكر اين دليل نشان مىدهد كه اين گونه امدادهاى غيبى كه در لحظات طوفانى و بحرانى به سراغ پيامبرانى همچون يوسف مىشتافته، اختصاصى به آنها نداشته، هر كس در زمره بندگان خالص خدا و «عباد اللّه المخلصين» وارد شود، او هم لايق چنين مواهبى خواهد بود.
متانت و عفت بيان-
از شگفتيهاى قرآن كه يكى از نشانههاى اعجاز آن محسوب مىشود، اين است كه هيچ گونه تعبير زننده و ركيك و ناموزون و مبتذل و دور از عفت بيان، در آن وجود ندارد، و ابدا متناسب طرز تعبيرات يك فرد عادى برگزيده تفسير نمونه، ج2، ص: 414
درس نخوانده و پرورش يافته در محيط جهل و نادانى نيست، با اين كه سخنان هر كس متناسب و همرنگ افكار و محيط اوست.
در ميان تمام سرگذشتهايى كه قرآن نقل كرده يك داستان واقعى عشقى، وجود دارد و آن داستان يوسف و همسر عزيز مصر است.
داستانى كه از عشق سوزان و آتشين يك زن زيباى هوس آلود، با جوانى ماهرو و پاكدل سخن مىگويد.
ولى قرآن در ترسيم صحنههاى حساس اين داستان به طرز شگفت انگيزى «دقت در بيان» را با «متانت و عفت» به هم آميخته و بدون اين كه از ذكر وقايع چشم بپوشد و اظهار عجز كند، تمام اصول اخلاق و عفت را نيز به كار بسته است.
((والذین کذبوا بآیاتنا سنتدرجهم من حیث لا یعلمون))
(سوره اعراف آیه ۱۸۲)
: و آنها که آیات ما را تکذیب کردند به تدریج از جایی که نمی دانند گرفتار مجازاتشان
خواهیم کرد و به آنها مهلت می دهم زیرا نقشه من حساب شده و قوی است.
امام صادق در تفسیر این آیه می فرمایند موقعی که خدا وند خیر بنده ای را بخواهد به
هنگامی که گناهی انجام می دهد او را گوش مالی می دهد تا به یاد توبه بیافتد و هنگامی
که شر بنده ای را ( در اثر اعمالش) بخواهد موقعی که گناهی می کند نعمتی به او می بخشد
تا استغفار را فراموش نماید و به آن گناه ادامه دهد و این همان است که خداوند فرموده:
((والذین....)) آیه بالا
یعنی (از طریق نعمت ها به هنگام معصیت آنها را تدریجا از راهی
که گمان نمی کنند گرفتار می کنم).
امام باقر (ع) فرمودند:آگاه باشید که فرج ما واقع نمی شود تا اینکه شما تصفیه شویدسپس تصفیه
شوید (اینرا سه بار فرمودند) تا اینکه خداوند ناخالصها را ببرد و مخلصها بمانند
پیامبر (ص) فرمودند: (سلطنت او به مشرق ومغرب زمین می رسد وگنجها برای او آشکار
می شوند ودر زمین خرابی باقی نمی ماند مگر اینکه آنرا آباد کند).
امام باقر (ع) فرمود: وقتی که امام زمان (ع) ظهور کند دستش را بر سر بندگان خدا می کشد
سپس عقل ها و درک همه آنها کامل می شود.
امام باقر (ع) در تفسر این آیه می فرمایند:
این آیه:( اگر بخواهیم بر آنها از آسمان نشانه ای نازل می کنیم)در شآن امام زمان(ع)
نازل شده در حالی که ندایی از آسمان او را به نام خودش و نام پدرش می خواند.
امام صادق (ع)فرمود:
در باره نحوه عملکرد حضرت مهدی (ع) پرسیدند:
که روش او چگونه است؟ فرمود:ایشان مانند پیامبر عمل می کنند
و آنچه را که قبل از ایشان بوده از بین می برند همانطوی که رسول خدا (ص) روش جاهلیت
را از بین برد. و دوباره اسلام را از نو بنا می کند.
امام باقر (ع) در تفسیر این آیه قرآن:( بدانید که خداوند زمین را بعذد از مردنش زنده می کند)
فرمودند: (یعنی زمین را به واسطه عدالت زنده می کند بعد از اینکه زمین به ظلم مرده بود.
می کنم سپس از پیش رو و از پشت سر و از طر ف چپ آنها به سر اغ آنها می روم
و اکثر آنها را شکر گذار نخواهی یافت!
در ر وایتی از امام باقر (ع) تفسیری بر ای این چهار جهت دیده می شود
(منظور از امدن شیطان به سراغ انسان از (پیش) رو این است که آخرت و جهانی
را که در پش دارد در نظر او سبک و ساده جلوه می دهد و ( منظور از پشت سر )
این است که آنها را به گرد آوری اموال و تجمع ثروت و بخل از پرداخت حقوق واجب به
خاطر فرزندان و وارثان دعوت می کند و منظور از (طرف راست)
این است که امور معنوی را به وسیله شبهات ٬ و ایجاد شک و تردید ضایع می سازد٬
ومنظور از ( طرف چپ) این است که لذات مادی و شهوات را در نظر آنها جلوه می دهد.

